تبليغاتX
قالب وبلاگ قالب وبلاگ
وب سایت اداره تبلیغات اسلامی نهبندان

وب سایت اداره تبلیغات اسلامی نهبندان
 
Nehbandan Islamic Development Organization
امکانات جانبي
امکانات جانبي


 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم فروردین 1389 توسط روابط عمومی

به مناسبت فرارسيدن سالروز 12 فروردين؛ روز جمهورى اسلامى‏

 حضرت امام خمينى(ره):

 جمهورى اسلامى كه ملت مى‏خواهد، اين است كه تمام مملكت‏روى احكام اسلامى اداره شود

 سالروز امامت امت و فتح ملت‏

 خداوند تعالى بر ما منت نهاد و رژيم استكبار را با دست تواناى خود كه قدرت مستضعفين است، در هم پيچيد و ملت عظيم ما را ائمه و پيشواى ملتهاى مستضعف نمود و با برقرارى جمهورى اسلامى، وراثت حقه را به آنان ارزانى داشت. من در اين روز مبارك، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهورى اسلامى ايران را اعلام مى‏كنم. به دنيا اعلام مى‏كنم كه در تاريخ ايران، چنين رفراندمى سابقه ندارد كه سرتاسر مملكت، با شوق و شعف و عشق و علاقه، به صندوق‏ها هجوم آورده و رأى مثبت خود را در آن ريخته و رژيم طاغوتى را براى هميشه در زباله‏دان تاريخ دفن كند.(1)

 دوازدهم فروردين، سالروز رسميت‏يافتن حكومت مستضعفين بر مستكبرين و سالروز تحقق وعده حق تعالى است. دوازده فروردين، روز غلبه جنود الله بر جنود شيطان و روز فتح و نصر خدا و بندگان مؤمن به او است.(2)

  عيد مذهبى ملى‏

 صبحگاه دوازده فروردين كه روزِ نخستينِ حكومت اللَّه است، از بزرگترين اعياد مذهبى و ملى ما است. ملت ما بايد اين روز را عيد بگيرند و زنده نگه‏دارند؛ روزى كه كنگره‏هاى قصر 2500 سال حكومت طاغوتى فرو ريخت و سلطه شيطانى براى هميشه رخت بربست و حكومت مستضعفين كه حكومت خدا است، به جاى آن نشست.(3)

 من جمهورى اسلامى را اعلام مى‏كنم و اين روز را روز عيد مى‏دانم و اميدوارم كه هر سال، روز دوازدهم فروردين، روز عيد ملت ما باشد؛ (روزى) كه رسيدند به قدرت ملى و خودشان سرنوشت خودشان را به دست خواهند گرفت. ما به همه ملت تبريك عرض مى‏كنيم. مبارك باد بر شما اين عيد، مبارك باد بر شما اين جمهورى اسلامى.(4)

 جمهورى اسلامى‏اى كه ملت مى‏خواهد

 جمهورى اسلامى كه ملت ما مى‏خواهد، اين است كه محتواى اين جمهورى، احكام اسلام باشد و تمام مملكت روى احكام اسلامى اداره بشود و آنچه خداى تبارك و تعالى فرموده است به وسيله پيغمبر اكرم(ص) و به ما رسيده است به وسيله ائمه اطهار(ع)، آنها بايد تحقق پيدا بكند.(5)

 ما دنبال اين هستيم كه اسلام تحقق پيدا بكند، دنبال اسم نيستيم كه حالا كه ما اسم جمهورى اسلامى پيدا كرديم، براى ما كافى است. در تمام شؤون مملكت‏مان مى‏خواهيم كه احكام اسلام باشد، قرآن بر ما حكومت كند، قانون اسلام بر ما حكومت كند، ما الان بين راه هستيم و به مقصد نرسيده‏ايم.(6)

 ما مى‏خواهيم كه اسلام در اين مملكت حكومت كند، احكام اسلام در اين مملكت جريان پيدا بكند. اگر ما فرض كنيم كه حكومت رژيم سلطنتى از بين برود و رژيم ديگرى بيايد، اما رژيم اسلامى نباشد، برخلاف اسلام باشد، مقصد ما حاصل نشده (است). اگر مقصد اين بود كه محمدرضا برود و دست اجانب قطع شود، بله، اما اگر مقصد اصلى ما اين است كه اسلام تحقق پيدا بكند، اگر مقصد اصلى ملت ايران اين است كه جمهورى اسلامى تحقق پيدا بكند، حكومت عدل الهى تحقق پيدا بكند، رفتن آنها همه مقدمه بر اين مطلب است.

 اين اشتباه نشود كه ما مى‏خواستيم او برود، رفت، تمام شد، خير، تمام نشده است، (او) چون مانع بود كه ما به مقصد برسيم، (از اين‏رو) با او معارضه كرديم. او نمى‏گذاشت كه عدل الهى تحقق پيدا بكند، او نمى‏گذاشت كه مملكت ما يك مملكت اسلامى با يك حكومت عادل باشد، از اين جهت با او معارضه شد. اگر به جاى او، رژيم ديگرى تحقق پيدا كند، مثل يك رژيمى كه در اروپا هست، مثل رژيمى كه كارى به اسلام ندارد، اينهمه خون‏ريختن ملت ما براى اين نبوده است كه حالا يك مملكتى باشد، (اما) اسلامى نباشد و لو رژيم سلطنتى هم نباشد. ما همچو چيزى را نمى‏خواستيم و نمى‏خواهيم.(7)

 ماهيت و اساس كار جمهورى اسلامى‏

ماهيت جمهورى اسلامى اين است كه با شرايطى كه اسلام براى حكومت قرار داده است، با اتكا به آراى عمومى ملت، حكومت تشكيل شده و مجرى احكام اسلام مى‏باشد.(8)

 حكومت اسلامى، حكومتى است بر پايه قوانين اسلامى. در حكومت اسلامى استقلال كامل حفظ مى‏شود. جمهورى، فرم و شكل حكومت را تشكيل مى‏دهد و اسلامى يعنى محتواى آن فرم كه قوانين الهى است.(9) حكومت جمهورى اسلامى، (يك) حكومت دموكراسى واقعى است.(10) جمهورى به همان معنايى است كه همه جا جمهورى است، لكن اين جمهورى بر يك قانون اساسى‏اى متكى است كه قانون اسلام مى‏باشد. اين‏كه ما جمهورى اسلامى مى‏گوييم، براى اين است كه هم شرايط منتخب و هم احكامى كه در ايران جارى مى‏شود، اين‏ها بر اسلام متكى است.(11)

 اساس كار يك جمهورى اسلامى، تأمين استقلال مملكت و آزادى ملت‏ها و مبارزه با فساد و فحشا و تنظيم و تدوين قوانين است كه در همه زمينه‏هاى اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى با توجه به معيارهاى اسلامى، اصلاحات لازم را به عمل آورد كه اين اصلاحات با مشاركت كامل همه مردم خواهد بود و هدفش قبل از هر چيز، از بين‏بردن فقر و اصلاح شرايط زندگى براى اكثريت قاطع مردم ما است.(12)

 مدعيان دمكراسى و مخالفت با ملت!!!

  اين اشخاصى كه مدّعى اين هستند كه بايد دمكراسى باشد و حرفهايى (در اين رابطه) مى‏زنند، همين اشخاص با حكومت ملت دارند مخالفت مى‏كنند؛ با همين ملتى كه نود و هشت و (نيم) درصد رأى را داشتند، با اينها دارند مخالفت مى‏كنند(!)(13)

 شعار «جمهورى» براى خاموشى نهضت‏

 دستهايى مى‏خواهند با توطئه‏هاى شيطانى، اين نهضت را خاموش كنند يا سست كنند.(14) اينهايى كه با اصل اسلام موافق نيستند و با اسلامى‏اش موافق نيستند، باز مناقشه خواهند كرد. همه اينها در اين مشترك‏اند كه نمى‏خواهند يك نهضت اسلامى به ثمر برسد.(15)

من مى‏خواهم به شما آقايان بگويم كه بيدار باشيد و هوشيار! دشمنهاى شما پشت همين دروازه‏هاى تهران و دروازه‏هاى ايران هستند. در داخل اين كشور هم دشمنهاى ايران هستند. يك دسته دشمن نيستند، (عده‏اى) از روى نادانى كار دشمن را مى‏كنند. يك دسته هم دشمنهاى سرسخت هستند كه مى‏خواهند اين جمهورى اسلامى نباشد؛ هرچه مى‏خواهد باشد؛ جمهورى باشد، جمهورى دمكراتيك باشد، جمهورى هرچه مى‏خواهد باشد، جمهورى خلق باشد، (اما) اسلام تويش نباشد، براى اينكه اگر جمهورى اسلامى شد و قانون، قانون اسلامى شد، ديگر براى آن اربابها راهى پيدا نمى‏شود و آن وقت به عقيده آقايان، ما ديگر بايد از (قافله) تمدن و از كشورهاى متمدن كناره بگيريم حتماً! بايد كلاه آمريكا را سرمان بگذاريم و اگر اين نشد، ديگر ما مرتجع هستيم و بايد كناره بگيريم، ديگر منزوى هستيم!(16) (از اينرو) عمالشان به اين راه افتادند كه لازم نيست جمهورى «اسلامى» باشد، (بلكه) «جمهورى» باشد، «جمهورى ايرانى» باشد، «جمهورى دمكراتيك» باشد.(17) نمى‏خواهند اين مكتب اسلامى، آن طورى كه هست، تحقق پيدا بكند، براى اينكه با تحقق (آن)، همه آمال و آرزوى چپاولگرها نقش (بر) آب مى‏شود. اينها در صددند كه (به) هر چيز اشكال بكنند؛ يك وقت رفراندم پيدا مى‏شود، همه ملت مى‏روند رأى مى‏دهند، مع ذلك اينها اشكال مى‏كنند (كه) مثلًا به زور بوده (و...).(18)

 شما ببينيد (وقتى) ما مى‏خواستيم رفراندم (را برگزار) بكنيم و همه ملت همراه بودند، (چه كسى) مخالف بود؟ چرا؟ آنهايى كه به اسلام اعتقاد نداشتند، آنهايى كه به اسلام اعتنا نداشتند، آنهايى كه مى‏خواستند كه اسلامى (در) كار نباشد، تحريم كردند.

 همين اشخاص از جمهورى‏اش حرفى نداشتند، از اسلامى‏اش حرف داشتند. (مى‏گفتند:) «كلمه اسلامى‏اش را برداريد، جمهورى (را) جايش بگذاريد، همه‏مان رفيقيم»! يعنى ما اسلام را كنار بگذاريم تا آنها هم با ما رفيق بشوند!(19)

 ملت نفهميده يا...؟!

 شما بيدار كنيد اينها را، در مقابلِ حرفهايشان حرف بزنيد، در مقابل مقاله‏هايشان مقاله بنويسيد، در مقابل سخنرانيهايشان سخنرانى كنيد. اين نقايصى كه اينها دارند كه گاهى از قصور است و گاهى از شيطنت، اينها را به رُخِشان بكشيد، بفهمانيد كه قضيه اين حرفها نيست كه يك ملتى كه جمهورى اسلامى را با نود و هشت يا نود و هشت و نيم درصد پذيرفت، آن وقت بيايند (و) بگويند كه ما اسلامش را، اينجايش را ديگر نمى‏خواهيم، اين برخلاف مسير ملت است، ملت اين را پذيرفته است، جمهورى اسلامى را پذيرفته است، اين مثل اين است كه حالا بيايند بگويند كه ملت حالا گفته جمهورى اسلامى، ما شاهنشاهى (را) مى‏خواهيم، ملت نفهميده؟! اينها دارند ملت را به نفهمى (و) به حماقت رمى مى‏كنند، حال آنكه ملت ما با تمام فهم و شعورش، مسائل را انجام دادند.(20)

 مقصد ملت ايران و ما اين نيست و نبود كه فقط محمدرضا برود، رژيم سلطنتى از بين برود، دست اجانب كوتاه بشود، اينها همه مقدمه بود؛ مقصد اسلام است. ما مى‏خواهيم كه اسلام حكومت كند در اين مملكت، احكام اسلام در اين مملكت جريان پيدا بكند.(21) ملت ما همه مقصد خودش را اسلام مى‏داند، براى اينكه مى‏بيند آن چيزى كه مى‏خواهد، از اسلام حاصل مى‏شود. اسلام، هم دنيا است و هم آخرت. ملت ما اسلام را مى‏خواهد و اينها با ملت ما مخالف‏اند براى خاطر اينكه اسلام را مى‏خواهد.(22)

دشمن ما؛ هركه مسيرش اسلام نيست‏

 برنامه ملت ما - آن هم برنامه قليل‏المدت - اين است كه دشمن را شناختند و از ميدان رد كردند، حالا هم بشناسند دشمن را و از ميدان ردش كنند. دشمن ما فقط محمدرضاخان نبود، هركس كه مسيرش مسير اسلام نباشد، دشمن ما است؛ با هر اسم مى‏خواهد باشد. هركس جمهورى را بخواهد، دشمن ما است، براى اينكه دشمن اسلام است. هر كس پهلوى «جمهورى اسلامى»، «دمكراتيك» بگذارد، اين دشمن ما است، هركس «جمهورى دمكراتيك» بگويد، اين دشمن ما است، براى اينكه اين اسلام را نمى‏خواهد.(23)

 (شما) با جمهورى‏اش مخالف نيستيد، با اسلامش مخالفيد؟ اگر اينطور است، باطن ذاتتان ايمان ندارد، اسلام ندارد، مُسْلم نيستيد.(24)

 ما اسلام را مى‏خواهيم. ما اين همه فداكارى كرديم، جوانهاى ما اين همه در مبارزات وارد شدند و زحمت كشيدند و رنج كشيدند و خون دادند، براى اين بود كه اسلام را مى‏خواستند. آنى كه اين نهضت را پيش برد، آنى بود كه مى‏گفت: من شهادت را فوز مى‏دانم، شهادت را براى «دمكراتيك» فوز مى‏داند؟ شهادت را براى مسير چپ يا راست فوز مى‏داند؟ بچه‏هاى ما براى اينكه همان جمهورى كه در شوروى هست، همان جمهورى كه كمونيستها مى‏خواهند، (خون دادند؟) ما خون داديم براى آن جمهورى؟! ما خون داديم براى جمهورى غرب؟! ما براى اسلام خون داديم. جوانهاى ما براى اسلام خون دادند. بايد (دشمن را) بشناسيد، علامتش هم همين است.(25)

 ملاك شناسايى افراد و احزاب منحرف‏

 همه گفتيم جمهورى اسلامى (و) بايد همين معنا را حفظ كنيم و در خلال اين معنا، همه ملت ايران يك توجه خاصى به جمعيتهايى كه در شرف تشكيل هستند يا تشكيل شدند و دارند تشكيلات خودشان را بيشتر مى‏كنند، بكنيم (و) ببينيم كه اينها مسيرشان مسير ملت است يا مسيرشان با ملت فرق دارد. علامت اينكه مسير همان مسير ملت باشد، اين است كه در صحبتهايى كه مى‏كنند، در مقالاتى كه مى‏نويسند، در ميتينگهايى كه مى‏دهند، همان طورى كه ملت هر جا با هم مجتمع بشود و هر جا ميتينگ بخواهد بدهد و هر وقت قلم دست نويسندگان ملت مى‏افتد، اينها همه فرياد مى‏زنند و مى‏نويسند: «جمهورى اسلامى»، اگر اينها هم همين مطلب را بگويند، (يعنى بگويند:) جمهورى اسلامى، مضايقه‏اى نيست از اينكه اينها هر كدام يك اجتماعى داشته باشند؛ ملت هم با آنها، آنها هم با ملتند. اما اگر ديديد كه در حرفهايشان از خدا خبرى نيست، از اسلام هم خبرى نيست، هيچ به جمهورى اسلام فكر نمى‏كنند، هيچ دمى نمى‏زنند از جمهورى اسلامى - از آنكه ملت همه با هم رأى دادند به اتفاق كلمه كه ما جمهورى اسلامى (را) مى‏خواهيم - اين همان معنايى است كه دشمنهاى ما مى‏خواهند.

 علامت اينكه شما بفهميد كه مسير اين جمعيت (چيست؟) - هر كه مى‏خواهد باشد، اگر چنانچه جمعيتى باشد كه در پيشانى او از نماز خواندن پينه بسته، نظير «خوارج» كه پيشانى‏شان از شدت طول سجده پينه بسته بود، لكن حق را كشتند، اگر اشخاصى باشند كه صد در صد ملى به خيال شما يا به خيال خودشان هستند، اگر اشخاصى باشند كه دم از آزادى مى‏زنند، دم از استقلال مى‏زنند - (اين است كه اگر) در نوشته‏هايشان از خدا خبرى نيست، از اسلام خبرى نيست، از جمهورى اسلامى خبرى نيست،اينها همان طورى كه شيطان از بسم اللَّه مى‏ترسد، اينها از اسلام مى ترسند، (وقتى) كه مى‏گويند جمهورى، «اسلامى» را دنبال آن نمى‏گذارند (يا) اگر ديديد يك كلمه‏اى بر (جمهورى اسلامى) اضافه شد، بدانيد مسيرشان با شما مختلف است. اگر كلمه اسلام (را هم) پهلويش گذاشتند، (بدانيد كه) مى‏خواهند شما را بازى بدهند. اگر ديديد كه يك كلمه از آن افتاد و گفتند جمهورى، بدانيد مسيرشان با شما مختلف است.(26)

 ما ساكت نمى‏نشينيم‏

 ملت عزيز! نهضت خود را حفظ كنيد. ملت بزرگ! اين قيام بزرگ خود را با همان عنوانى كه دارد، حفظ كنيد، اين شعار خود را حفظ كنيد. نگذاريد دستهاى اجنبى و دستهاى اجنبى‏خواه در او تصرف كند. من متأسفم از اين اشخا(صى) كه دعوى مليت مى‏كنند و با اغراض ملت مخالفت مى‏كنند. آنها كه با اسم مليت و با اسم خلق‏دوستى خنجر به پشت ملت مى‏زنند، بيدار بشوند، بدانند كه سران آنها سرسپرده اجانب هستند و مى‏خواهند مسائل را يا به حال اول برگردانند يا بكشند (به) طرف چپ يا بكشند (به) طرف راست. اينها بيدار بشوند.

 ما آنها را نصيحت مى‏كنيم و اگر به نصيحت گوش نكنند، كار ديگر مى‏شود. آنها كه مى‏خواهند توطئه كنند، آنها كه مى‏خواهند منحرف كنند ملت ما را، آنها كه مى‏خواهند اختلاف بيندازند بين قشرهاى ملت، اينها توطئه‏گر هستند و ما ساكت نمى‏نشينيم. ما آنها را تأديب مى‏كنيم.

 آزادى بله، توطئه نه. آزادى بيان هست، هر كه هر چه مى‏خواهد، بگويد. هر كه هر چه دارد، بگويد، لكن توطئه را نمى‏پذيريم. خيانت به ملت را نخواهيم پذيرفت، چنانچه نپذيرفتيم. ملت ما تاكنون آنقدر خيانت ديده است كه ديگر خيانتها را نخواهد پذيرفت.

 ملت ما خون داده است تا جمهورى اسلامى وجود پيدا كند، نه جمهورى، نه جمهورى دمكراتيك يعنى جمهورى غربى، يعنى بى‏بندوبارى غرب. اين تقليدها را كنار بگذاريد، اين غربزدگيها را كنار بگذاريد، بگذاريد ملت با اين مسيرى كه (در پيش) گرفته است، استقلال خودش را تمام كند و خواهد كرد، ان شاء اللَّه.(27)

 همه مكلفيم كه...

بايد به آن چيزهايى كه در جمهورى اسلامى است، پايدار و وفادار باشيم.(28) ما دنبال اين هستيم كه اسلام تحقق پيدا بكند، دنبال اسم نيستيم كه حالا كه ما اسم جمهورى اسلامى پيدا كرديم، براى ما كافى است. در تمام شؤون مملكت‏مان مى خواهيم كه احكام اسلام باشد، قرآن بر ما حكومت كند، قانون اسلام بر ما حكومت كند.(29)

 وقتى مملكت، مملكت اسلامى است كه تعاليم اسلام در آن باشد. اگر تعاليم اسلامى در آن نباشد، اسلامى نيست. هر چه ما بگوييم جمهورى اسلامى، جمهورى اسلامى لفظ نيست، (صرفا) با رأى ما، جمهورى اسلامى تحقق پيدا نمى‏كند، بله رژيم رسمى، رژيم جمهوريت مى‏شود، لكن اسلامى نمى‏شود، مگر آن‏كه احكام اسلام در او جارى بشود، با جريان قانون اساسى هم اسلام نمى‏شود، با مجلس شورا هم اسلام نمى‏شود. اين‏ها همه مقدمه است. وقتى مى‏توانيد بگوييد كه مملكت، اسلامى است كه بازارى، اسلامى بشود، تهذيب نفس باشد، نه مثل بازار (طاغوت) كه سنگر گرانفروشى و تعدى است، وقتى اسلامى مى‏شود كه مرد و زن اسلامى بشوند، همه افراد اسلامى باشند. الگو، حضرت زهرا(س) است، الگو پيغمبر اسلام(ص) است. وقتى مى‏توانيم ادعا كنيم جمهورى اسلامى داريم كه تمام اين معانى كه در اسلام است، تحقق پيدا بكند.(30)

 همه مكلفيم كه احكام اسلام را مراعات كنيم، بايد بازار ما بازار اسلامى باشد، بازار ما بايد از بى‏انصافى شستشو بشود، بايد دولت و همه دولت‏هايى كه بعدها مى‏آيند، همه روى موازين اسلامى باشد، وزارتخانه‏ها روى موازين اسلامى باشند، ادارات دولتى روى موازين اسلامى باشند، بايد مملكتى كه رنگ طاغوت دارد، مبدل بشود به مملكتى كه رنگ الله دارد، بايد مملكت طاغوتى به مملكت الهى تبديل بشود.(31)

 شرط آسيب‏ناپذيرى نظام اسلامى

 ويژگى مهم اين انقلاب اين است كه مردم خودشان انقلاب كردند. همين مردم عادى و خصوصا طبقه مستضعف بودند كه انقلاب كردند.(32) خود ملت، اين انقلاب را از خودش دانست، همانطورى كه اسلام را از خودش مى‏داند و اين اسباب اين شد كه در سرتاسر كشور، خود ملت در همه حوائج اقدام كرد و در صحنه حاضر بود، بى‏تفاوت نبود، رها نكرد، در صحنه حاضر هست و همين حضور است كه موجب اين است كه اين انقلاب آسيب نبيند. اگر انقلاب مال يك حزبى بود يا مال يك گروهى بود و مردم در صحنه حاضر نبودند، آن انقلاب دوام نداشت و هميشه (لازم بود كه) با سرنيزه حفظ بشود.(33)

 رمز بقاى انقلاب‏

 بى‏ترديد رمز بقاى انقلاب اسلامى همان رمز پيروزى است و رمز پيروزى را ملت مى‏داند و نسلهاى آينده در تاريخ خواهند خواند كه دو ركن اصلى آن، انگيزه الهى و مقصد عالى حكومت اسلامى و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براى همان انگيزه و مقصد (است).

 اين جانب به همه نسلهاى حاضر و آينده وصيت مى‏كنم كه اگر بخواهيد اسلام و حكومت اللَّه برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگرانِ خارج و داخل از كشورتان قطع شود، اين انگيزه الهى را كه خداوند تعالى در قرآن كريم بر آن سفارش فرموده است، از دست ندهيد و در مقابل اين انگيزه كه رمز پيروزى و بقاى آن است، فراموشى هدف و تفرقه و اختلاف است. بى‏جهت نيست كه بوقهاى تبليغاتى در سراسر جهان و وليده‏هاى بومى آنان، تمام توان خود را صرف شايعه‏ها و دروغهاى تفرقه‏افكن نموده‏اند و ميلياردها دلار براى آن صرف مى‏كنند.(34)

 برادران! ما امروز گرفتار تمام قدرتهاى شيطانى بشر هستيم، ما بايد توجه بكنيم به اينكه تكليف الهى ما در امروز كه همه به ما حمله كرده‏اند، چيست. تمام اقشار ملت از آنهايى كه در سطح كشور كارفرما هستند و دست‏اندركاران دولتى هستند، آنهايى كه قوه قضايى به آنها محول است، آنهايى كه كارهاى ديگر بر آنها محول است، آنهايى كه پاسدارى از مرزها بر آنها محول است، مثل ارتش و غيره، آنهايى كه همه چيز بر آنها محول است و ساير قشرهاى ملت مكلف‏اند به اينكه اسلام را حفظ كنند، مكلف‏اند به اينكه جمهورى اسلامى را حفظ كنند و اين تكليف، تكليفى است كه از بزرگترين تكاليفى است كه اسلام دارد و آن حاصل نمى‏شود الّا با تفاهم، الّا با اينكه همه ملت با هم برادر باشند، مؤمنون اخْوَة هستند. اگر اين اخوت ايمانى در سرتاسر كشور ما محفوظ بماند و هر كسى براى خودش توجه به خود نداشته باشد، توجه به مقصد داشته باشد و خودش را براى مقصدش بخواهد، هيچ كس نمى‏تواند به اين كشور تعدى كند و اگر خداى نخواسته اين اخوت ايمانى سست بشود، آن روز است كه شياطين در بين شما رخنه مى‏كنند و شما را به جان هم (مى‏اندازند) و استفاده‏اش را قدرتهاى بزرگ مى‏كنند.(35)

رمز پيروزى نهايى‏

  در وصيت خدا به وسيله پيغمبر(ص) براى امت اين است كه قيام كنيد براى خدا؛ يكى يكى قيام كنيد، جمع جمع قيام كنيد، لكن براى خدا قيام (كنيد و) استقامت كنيد. شما ملت قيام كرديد و بحمدالله قيام شما براى خدا بود، همه فرياد مى‏زديد كه ما جمهورى اسلامى مى‏خواهيم، براى احكام اسلام قيام كرديد. امر اول را كه فرموده‏اند «قيام كنيد براى خدا»، اطاعت كرديد، امر دوم مانده است (و آن اينكه) استقامت كنيد، اين قيام را حفظ كنيد، اين تحول روحى را كه براى شما ملت حاصل شده است، حفظ كنيد، استقامت كنيد، نگه داريد اين تحول انسانى (را) كه بالاتر از تحول‏هاى فعال خارجى است؛ اين تحولى كه شما را براى رسيدن به آمال مشتاق كرد كه خون بدهيد، اين تحول انسانى كه شما براى برادرانتان حاضريد جان بدهيد و حاضريد مال بدهيد، حاضريد وقت صرف كنيد، اين تحول را حفظ كنيد، مستقيم باشيد، استقامت كنيد، دشمن در توطئه است، دشمن در حال توطئه و نقشه است. اگر استقامت نكنيد، اگر اين تحول را حفظ نكنيد، شايد خداى نخواسته دشمن پيروز شود. تا اينجا قيام كرديد و پيروز شديد، اگر استقامت كنيد، پيروز خواهيد شد.(36)

 (خداوند) خواسته است كه ملت‏ها مستقيم باشند، كسانى كه به پيغمبر(ص) گرايش پيدا كردند و رسيدند به اينكه پيغمبر(ص)، پيغمبر اسلام است و به او ايمان آوردند، اينها هم بايد مستقيم باشند. پيغمبر(ص) براى اين (است كه) مى‏فرمايد: «شيبتنى سورة هود» و الا خوف نداشت از اينكه خودش استقامت داشته باشد.

 كارى بكنيد كه اين توده‏هاى مردم استقامت داشته باشند در اين نهضتى كه كرده‏اند. اين نهضت يك امر الهى است و خدا فرموده است: «فاستقم كما امرت و من تاب معك»، همان‏طورى كه پيغمبر اكرم(ص) از هيچ آمد و فتح كرد و نورش همه جا را گرفت، شما ملت هم بعد از آن رژيم فاسد، از هيچ شروع كرديد، يعنى هر چه بود، خرابى بود و شما شروع كرديد براى درست‏كردن آن، اما رفيق نيمه راه نباشيد، يعنى ملت ما در اين انقلابى كه كرده است و تا حالا استقامت كرده است و بحمدالله تا حالا پيروز شده است، استقامت كنيد تا پيروزى نهائى به دست‏تان بيايد.(37)

 منابع:

1) صحيفه امام، ج 6، ص 452

2) صحيفه امام، ج 12، ص 219

3) صحيفه امام، ج 6، ص 453

4) صحيفه امام، ج 6، ص 462

5) صحيفه امام، ج 10، ص 319

6) صحيفه امام، ج 8، ص 43

7) صحيفه امام، ج 8، ص 42

8) صحيفه امام، ج 4، ص 444

9) صحيفه امام، ج 5، ص 398

10) صحيفه امام، ج 4، ص 503

11) صحيفه امام، ج 4، ص 479

12) صحيفه امام، ج 5، ص 155

13) صحيفه امام، ج 10، ص 410

14) صحيفه امام، ج 8، ص 386

15) صحيفه امام، ج 10، ص 179

16) صحيفه امام، ج 14، ص 440

17) صحيفه امام، ج 8، ص 43

18) صحيفه امام، ج 10، ص 178

19) صحيفه امام، ج 8، صص 190 - 189

20) صحيفه امام، ج 10، صص 72 - 71

21) صحيفه امام، ج 8، ص 41

22) صحيفه امام، ج 10، ص 527

23) صحيفه امام، ج 7، ص 458 - 457

24) صحيفه امام، ج 5، ص 549

25) صحيفه امام، ج 7، ص 458 - 457

26) صحيفه امام، ج 7، ص 456 - 455

27) صحيفه امام، ج 6، ص 363

28) صحيفه امام، ج 7، ص 16

29) صحيفه امام، ج 8، ص 43

30) صحيفه امام، ج 7، ص 533

31) صحيفه‏امام، ج 6، ص 463

32) صحيفه امام، ج 15، ص 100

33) صحيفه امام، 14، ص 319

34) صحيفه امام، ج 21، ص 407

35) صحيفه امام، ج 17، ص 435

36) صحيفه امام، ج 7، ص 494

37) صحيفه امام، ج 16، ص 508

 

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ