سخن حقی است،که از آن اراده ی باطل شد.آری درست است،فرمانی جز فرمان خدا نیست،ولی این ها می گویند زمامداری جز برای خدا نیست،در حالی که مردم به زمامداری نیک یا بد،نیازمندند،تا مومنان در سایه حکومت،به کار خود مشغول و کافران هم بهره مند شوند،و مردم در استقرار حکومت،زندگی کنند، به وسیله حکومت،بیت المال جمع آوری می گردد و به کمک آن با دشمنان می توان مبارزه کرد.جاده ها امن و امان،و حق ضعیفان از نیرومندان گرفته می شود.نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران،در امان می باشند.(در روایتی دیگر آمده است،چون سخن آنان را درباره ی حکمیت شنید فرمود:) منتظر حکم خدا درباره ی شما هستم.
اما در حکومت پاکان،پرهیزکار به خوبی انجام وظیفه می کند،ولی در حکومت بدکاران،ناپاک از آن بهره مند می شود تا مدتش سرآید و مرگ فرا رسد.
· اخلاق اجتماعی کار گزاران
با مردم فروتن باش ، نرم خو و مهربان باش ، گشاده رو و خندان باش. در نگاه هایت ، ودر نیم نگاه و خیره شدن به مردم ، به تساوی رفتار کن تا بزرگان در ستمکاری تو طمع نکنند ، و ناتوان ها در عدالت تو مایوس نگردند ، زیرا خداوند از شما بندگان درباره ی اعمال کوچک و بزرگ ، آشکار و پنهان خواهد پرسید ، اگر کیفر دهد شما استحقاق بیش از آن دارید و اگر ببخشد از بزرگواری اوست. (نامه 27 نهج البلاغه )
· اخلاق حکومتی کارگزاران
به ریسمان قرآن چنگ زن ، و از آن نصیحت پذیر ، حلالش را حلال ، و حرامش را حرام بسپار و حقی را که در زندگی گذشتگان بود تصدیق کن و از حوادث گذشته تاریخ برای آینده عبرت گیر ، که حوادث روزگار با یکدیکر همانند بوده و پایان دنیا به آغازش می پیوندد ، و همه آن رفتنی است. نام خدا را بزرگ دار ، و جز به حق سخنی بر زبان نیاور؛مرگ و جهان پس از مرگ را فراوان به یاد آور ، هرگز آرزوی مرگ نکن جز آن که بدانی از نجات یافتگانی ؛ از کاری که تو را خشنود ، و عموم مسلمانان را ناخوشایند است ، بپرهیز.
از هر کار پنهانی که از آشکار شدنش شرم داری بپرهیز ، از هر کاری که از کننده آن پرسش کنند ، نپذیرد یا عذر خواهی کند دوری کن. آبروی خود را آماج تیر گفتار دیگران قرار مده ، و هر چه شنیدی بازگو مکن ، که نشانه دروغگوئی است ، و هر خبری را دروغ مپندار ، که نشانه نادانی است.
خشم را فرو نشان و به هنگام قدرت ببخش و به هنگام خشم فروتن باش ، و در حکومت مدارا کن تا آینده خوبی داشته باشی ، نعمت هایی که خداوند به تو بخشیده نیکو دار ، و نعمت هایی که در اختیار داری تباه مکن ، و چنان باش که خدا آثار نعمت های خود را در تو آشکارا بنگرد. (نامه 27 نهج البلاغه ).
- روش برخورد با فتنه ها :
در فتنه ها چنان شتر دو ساله باش ، نه پشتی دارد که سواری دهد و نه پستانی تا او رزا بدوشند.( نهج البلاغه حکمت 1)
- ضرورت خود سازی رهبران و مدیران :
کسی که خود را رهبر مردم قرار داد ، باید پیش ار آن که به تعلیم دیگران بپردازد ، خود را بسازد ، وپیش از آن که به گفتار تربیت کند ، با کردار تعلیم دهد ، زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند سزاوار تر به تعظیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب بیاموزد. ( نهج البلاغه حکمت 73).
2
- روش برطرف کردن نیاز های مردم:
برآوردن نیاز های مردم پایدار نیست مگر به سه چیز: کوچک شمردن تا خود بزرگ نماید ، پنهان داشتن آن تا خود آشکار شود ، و شتاب در برآوردن آن تا خود گوارا باشد. ( نهج البلاغه حکمت 101).
- اعتدال در دوستی ها و دشمنی ها :
در دوستی با دوست مدارا کن ، شاید روزی دشمن تو گردد و در دشمنی با دشمن نیز مدارا کن ، زیرا شاید روزی دوست تو گردد. ( نهج البلاغه حکمت 268).
- علل سقوط جامعه :
جاهلان شما پر تلاش و آگاهان شما تن پرور و کوتاهی ورزند.(نهج البلاغه حکمت 283).
- احتیاط در فرستادن نامه های پیک ها:
فرستاده تو بیانگر میزان عقل تو ، و نامه تو گویاترین سخنگوی توست. (نهج البلاغه حکمت 301).
- قاطعیت رهبری در مشورت:
(عبدالله بن عباس در مسئله ای نظر داد که امام آن راقبول نداشت و فرمود :) بر تو است که رای خود را به من بگویی ، ومن باید پیرامون آن بیندیشم ، آنگاه اگر خلاف نظر تو فرمان دادم باید اطاعت کنی. (نهج البلاغه حکمت 321).
· برخورد قاتعانه با خیانت :
(به امام خبر دادند شریح بن حارث ، قاضی امام ، خانه ای به هشتاد دینار خریده ، او را احضار کرد فرمود: )به من خبر دادند که خانه ای با هشتاد دینار خریده ای و سندی برای آن نوشته ای ، و گواهانی آن را امضا کرده اند.
ای شریح ! به زودی کسی به سراغت می آید که به نوشته ات نگاه نمی کند ، و از گواهانت نمی پرشد ، تا تو را از آن خانه بیرون کرده و به قبر بسپارد. ای شریح اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران و پول حرام نخریده باشی ، که آنگاه خانه دنیا و آخرت را از دست داده ای. اما اگر هنگام خرید خانه نزد من آمده بودی ، برای تو سندی می نوشتم که دیگر برای خرید آن به درهمی یا بیشتر ، رغبت نمی کردی ، آن سند را چنن می نوشتم
این خانه ای است که بنده ای خوار آن را از مرده ای ماده کوچ خریده ، خانه ای از سرای غرور ، که در محله نابود شدگان ، و کوچه هلال شدگان قرار دارد. این خانه به چهار جهت منتهی می گردد:ِیک سوی آن به آفت ها و بلا ها ، سوی دوم آن به مصیبت ها ، و سوی سوم به هوا و هوس های سست کننده ، و سوی چهارم آن به شیطان گمراه کننده ختم می شودو درب خانه به روی شیطان گشوده است. (نهج البلاغه نامه 3).
- ضرورت ساده زیستی کارگزاران :
پس از یاد خدا و درود ! ای پسر حنیف ! به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره ، تو را به مهمانی خویش فراخواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی . خوردنی های رنگارنگ برای تو آوردند، و کاسه های غدا پی در پی جلوی تو نهادند . گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری ، که نیازمند انشان با ستم محروم شده ، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند ، اندیشه کن در کجایی و بر سر کدام سفره می خوری ؟ پس آن غدایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی دور بیفکن و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن . (نهج البلاغه نامه 45 ).

